مازوخیسم اختلال روانی پیچیدهای است که در آن فرد از تجربه درد، حقارت یا شرایط استرسزا و خشونت بار لذت میبرد. این درد و تحقیر به فرد لذت جسمی، روانی و حتی جنسی میدهد. علل مازوخیسم معمولاً ترکیبی از عوامل روانشناختی، تجربیات دوران کودکی، سرکوب جنسی و فشارهای روانی هستند. این اختلال با علائمی مثل علاقه به تحقیر شدن و شنیدن ناسزا، خودزنی، تمایل به رابطه جنسی خشن و دردناک، خودتخریبی و ناتوانی در نه گفتن بروز میکند.
مازوخیسم چیست؟
مازوخیسم چیست؟
مازوخیسم (Masochism)، خودآزاری یا آزارخواهی نوعی اختلال روانی است که می تواند در دسته انحراف جنسی قرار گیرد که در آن فرد از تحقیر شدن یا درد کشیدن، به خصوص در موقعیتهای جنسی لذت میبرد. به عبارت دیگر، برای فرد مازوخیست بر خلاف افراد معمولی، تجربه درد و حقارت نه تنها آزاردهنده نیست، بلکه باعث احساس رضایت و حتی تحریک جنسیاش هم میشود. این تجربه لذتبخش به شکلهای مختلفی مثل ضربه روحی، آسیب فیزیکی یا توهین و تحقیر کلامی از سمت دیگران رخ میدهد.
اختلال خودآزاری از نام نویسنده اتریشی لئوپولد فون زاخر مازوخ (Leopold von Sacher-Masoch) گرفته شده که در داستانهایش به رفتارهای مازوخیسمی اشاره کرده است. گاهی اوقات، رفتارهای خودآزارگرانه بخشی از روابط جنسی خاص مثل BDSM (سلطه و تسلیم) هستند که در آن فرد آگاهانه و با رضایت کامل از کارهای تحقیرآمیز، خشن و حتی ضرب و شتم شدن لذت میبرد. چنین رفتارهایی تا زمانی که برای خود فرد یا دیگران مشکلات جدی روانی، اجتماعی یا جسمانی به بار نیاورد، اختلال روانی محسوب نمیشوند. اما وقتی منجر به آسیب جسمی یا روانی شدیدی شوند و زندگی فرد را تحت تأثیر قرار بدهند، مشکل جدی و مهمی تلقی میشوند که نیاز به درمان دارند. مهم است که تفاوت مازوخیسم با سادیسم (Sadism) را بدانید. در مازوخیسم فرد از درد کشیدن خودش لذت میبرد، ولی در سادیسم بیمار دلش میخواهد دیگران را آزار بدهد.
احساس میکنید در روابط عاطفی یا جنسیتان الگوهای خودآزاری تکرار میشود؟
اگر این رفتارها برایتان رنجآور شده یا روی عزتنفس و زندگیتان تأثیر منفی گذاشته، صحبت با یک روانشناس یا روانپزشک میتواند به شما کمک کند تا ریشه این الگوها را بشناسید و راهی سالمتر برای رابطه و لذت پیدا کنید.
فرم تماس را تکمیل کنید تا وضعیت شما بهصورت محرمانه بررسی شده و راهنمایی تخصصی دریافت کنید.
علائم مازوخیسم
اختلال آزارخواهی با علائم مختلفی بروز میکند که در ادامه به مهمترینشان اشاره میکنیم:
تمایل به تحقیر شدن: فرد مازوخیست دوست دارد در موقعیتهای مختلف به خصوص حین روابط جنسی احساس حقارت و آزار کند.
لذت از آزار کلامی: این افراد معمولاً از شنیدن ناسزا و فحاشی دیگران نسبت به خودشان لذت میبرند.
لذت بردن از آسیب فیزیکی: مازوخیستها از کارهای آزاردهنده مثل مورد ضرب و شتم قرار گرفتن یا کشیده شدن لذت میبرند.
لذت از رابطه جنسی خشن: این افراد معمولاً در روابط جنسی از ملایمت خوششان نمیآید و ترجیح میدهند حین رابطه درد و آسیب یا کارهایی مثل بسته شدن دست و پاها را تجربه کنند.
عدم تمایل به پیشنوازی: افراد مازوخیست علاقهای به پیش نوازی و معاشقه قبل از رابطه جنسی ندارند و تمایل دارند مستقیماً سراغ اعمال خشن و آزاردهنده بروند.
آسیبرساندن به خود: گاهی اوقات فرد تمایل دارد به خودش آسیب بزند، خودسوزی کند یا پوستش را زخمی و سوراخ کند.
لذت از خیالات آزاردهنده: از فکر کردن به خیالاتی که در آنها تحقیر و آزار باشد لذت میبرند.
علاقه به پورنوگرافی خاص: یکی دیگر از علائم خودآزاری، استفاده مکرر از پورنوگرافیهای حاوی خشونت، تحقیر و آزار است که می تواند منجر به اختلالات جنسی شود.
انواع مازوخیسم
خودآزاری انواع مختلفی دارد که در ادامه هر کدامشان را شرح میدهیم:
مازوخیسم روانی
در این اختلال، فرد دنبال آسیبها و آزارهای روانی و کلامی برای لذت بردن است. افراد مبتلا به این نوع خودآزاری، از تحقیر شدن، اهانتهای کلامی و مسخره شدن لذت میبرند. آنها اغلب اوقات به عمد خودشان را در روابطی قرار میدهند که در آن تحت فشار و آزار قرار بگیرند. این رابطه گاهی به شکل رابطه ارباب و برده در میآید که در آن فرد مازوخیست مدام در حال اطاعت و فرمانبرداری از شخص مقابل است. تحقیر و کوچک شدن برای این افراد آنقدر خوشایند و لذتبخش است که در برابر هر نوع توهین و بی احترامی کاملاً تسلیم میشوند.
مازوخیسم فیزیولوژی
این اختلال خطرناکتر و حادتر از خودآزاری روانی است و در آن فرد علاوه بر آزارهای روانی، از آسیبهای فیزیکی هم لذت میبرد. این افراد نه تنها درد را تحمل میکنند، بلکه به آن وابستهاند و حتی برای تجربه حس درد، خودزنی هم میکنند. مازوخیسم فیزیولوژیکی معمولاً در روابط جنسی خودش را نشان میدهد؛ یعنی فرد تمایل دارد حین رابطه مورد خشونت و آسیب جسمی قرار بگیرد؛ برای همین دنبال کسانی میگردد که به او آسیب برسانند. این اتفاق خطرات جدی جسمی و روانی را برای بیمار به دنبال میآورد.
ویژگیها افراد مبتلا به مازوخیسم
افراد مازوخیست معمولاً ویژگیهای زیر را از خود نشان میدهند:
ناتوانی در نه گفتن: مازوخیستها نمیتوانند به درخواستهای دیگران “نه” بگویند و خواسته دیگران را بر نیازهای خودشان ترجیح میدهند.
خودانتقادی شدید: این افراد مدام از خودشان انتقاد میکنند، دائماً در حال بدگویی از خود هستند و به شدت نسبت به اشتباهات و ناکامیهایشان واکنش نشان میدهند.
توجه به افراد خودشیفته: خودآزارگرها به صورت ناخودآگاه جذب افراد سلطهگر و خودشیفته میشوند و در روابطشان دنبال تجربه احساس حقارت و آزار هستند.
عدم توانایی در لذت بردن از چیزهای ساده: مازوخیستها حتی اگر اوضاع بر وفق مراد باشد هم از خوشیهای معمولی زندگی لذت نمیبرند و دنبال راهی برای ناراحت کردن خودشان هستند.
کمالگرایی افراطی: افراد آزارخواه استانداردهای غیرممکن و سختی برای خودشان در نظر میگیرند و وقتی در رسیدن به این اهداف شکست میخورند، احساس لذت میکنند.
اجتناب از درخواست کمک: آنها حتی در شرایط سخت و دردناک هم از کسی طلب کمک نمیکنند و ترجیح میدهند درد بکشند.
تمایل به خودتخریبی: مازوخیستها دوست دارند جلوی موفقیت خودشان را بگیرند تا از شکست لذت ببرند.
دلسوزی بیش از حد: عشق و احترام این افراد بیشتر از حد معمول است و تا جایی آن را نشان میدهند که ارزش و احترامی برای خودشان باقی نمیماند.

علت بروز مازوخیسم
دانشمندان هنوز علت دقیق بروز مازوخیسم را نمیدانند، اما طبق برخی نظریات، دلایل زیر در بروز این اختلال نقش دارند:
سرکوب جنسی: یکی از دلایل احتمالی اختلال آزارخواهی جنسی، سرکوب شدید غرایز و تمایلات جنسی است. وقتی این تمایلات به شکل درستی ارضا نشوند، با گذشت زمان قویتر شده و با شدت بیشتری ظهور میکنند.
فرار از افکار مخرب: گاهی اوقات رفتارهای مازوخیسمی راهی برای فرار فرد از افکار یا احساسات مخرب است. در حقیقت این رفتارها نوعی مدیتیشن و تسکین برای او هستند.
آسیبهای دوران کودکی: سوء استفاده جنسی یا عاطفی در دوران کودکی، بستری برای ابتلا به خودآزاری در بزرگسالی ایجاد میکند. تجربه چنین آسیبهایی باعث اضطراب جنسی و رفتارهای خودآزارانه میشود.
عدم تعادل شیمیایی در مغز: بر هم خوردن مواد شیمیایی مغز مثل دوپامین و سروتونین که مسئول تنظیم احساسات و رفتار هستند نیز نقش مهمی در بروز رفتارهای خودآزارانه دارد.
هورمون اندورفین: وقتی درد زیادی تحمل میکنیم، بدن هورمون اندورفین ترشح میکند که نوعی هورمون لذت است. این روند درست مثل مصرف مواد مخدر با ایجاد لذت در فرد، او را تشویق به انجام دوباره رفتارهای مضر میکند.
استرس و فشارهای روانی: مشکلات مالی، استرس و شکستهای عاطفی نیز فرد را به سمت خودآزاری میکشانند.
مشکلات خانوادگی و تربیتی: کودکانی که والدین کنترلگر دارند یا در محیطهای کودک آزار رشد کردهاند بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال قرار دارند.
افکار و تخیلات جنسی: افکار و تخیلات به صورت مستقیم بر رفتارهای افراد تأثیر گذاشته و موجب تحریک رفتارهای خودآزارانه میشوند.
دیدگاه روانکاوی: روانکاوان معتقدند که اختلال خودآزاری از خشم و نفرت سرکوبشده دوران کودکی ناشی میشود. این بیماران با آسیب رساندن به خود، احساس آرامش کرده و در واقع از خودشان انتقام میگیرند.
تشخیص مازوخیسم
تشخیص این اختلال، روند پیچیدهای دارد که نیازمند بررسی دقیق علائم، تاریخچه روانی و وضعیت فعلی فرد است. برای تشخیص دقیق اختلال خودآزاری، بسیار مهم است که علائم آن حداقل به مدت 6 ماه ادامه داشته باشند. نشانههای طولانی مدت در محل کار، زندگی شخصی و اجتماعی، پزشک را به این باور میرساند که فرد به آزارخواهی مبتلا است. علاوه بر این، پزشکان و روانشناسان از ابزارهای معتبر و تخصصی مانند تست MCMI (آزمون بالینی چند محوری میلیون ۳) برای ارزیابی و سنجش ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی فرد استفاده میکنند. این تستها تصویر جامعتری از وضعیت بیمار میدهند و کار تشخیص را سادهتر میکنند.
مشاوره با روانشناس یا بهترین روانپزشک در تهران نیز نقشی کلیدی در تشخیص این اختلال دارد. متخصصان با بررسی علائم و رفتارهای فرد، طبق معیارهای DSM-5، ارزیابی همه جانبهای از بیمار به عمل میآورند. از آنجایی که تشخیص مازوخیسم به دقت و تخصص بالایی نیاز دارد، بهترین کار مراجعه به متخصصان روانشناسی و انجام ارزیابیهای جامع و تخصصی است.
مازوخیسم چیست؟ (پارت دوم)
درمان مازوخیسم
درمان این اختلال به ترکیبی از مشاوره رواندرمانی و دارودرمانی نیاز دارد. پزشکان با توجه به شدت اختلال، از تکنیکهای زیر برای درمان استفاده میکنند:
- درمان شناختی-رفتاری (CBT) برای اصلاح الگوهای نادرست فکری و رفتاری.
- رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) برای بهبود تنظیم هیجانی و تحمل پریشانی.
- روانکاوی برای کشف علل عمیقتر روانی و هیجانی.
- تکنیکهای آرامسازی مثل یوگا، مدیتیشن، تنفس عمیق و رایحهدرمانی برای کاهش استرس و اضطراب.
- دارودرمانی با استفاده از داروهای ضدافسردگی یا داروهای کاهنده تستوسترون.
- سکستراپی برای بهبود مشکلات جنسی و کاهش رفتارهای مازوخیسمی.
- آموزش مهارتهای مقابلهای سالم مثل دریافت حمایت اجتماعی و نوشتن افکار.
- شرطیسازی انزجاری برای کاهش تمایلات خودآزارانه.
نتیجه گیری
ترکیب رواندرمانی و دارودرمانی، بهترین نتیجه را برای فرد مبتلا به اختلال خودآزاری فراهم میکند. تکنیکهایی مثل یوگا، مدیتیشن و رفتار درمانی هم به او کمک میکنند تا با کنترل استرس، تمایلات مازوخیسمی خود را کاهش دهد. همچنین، مشاوره جنسی و روانکاوی به تغییر نگرشهای منفی فرد کمک میکنند. بهترین زمان برای شروع درمان، مرحلهای است که فرد هنوز با آسیبهای جدی مواجه نشده و تمایل به بهبود خود دارد. قدم اول برای درمان نیز مراجعه به روانپزشک متخصص و مجرب است.