اگر احساس میکنید بعضی رفتارها یا احساسهای تکراری، مثل یک «چرخه ثابت» همیشه در زندگیتان تکرار میشود چه در رابطه عاطفی، چه در خانواده و حتی محیط کار احتمالاً پای چیزی به اسم طرحواره وسط است. طرحوارهها مجموعهای از باورهای عمیق و قدیمی هستند که از کودکی شکل میگیرند و تا بزرگسالی روی تصمیمها، احساسات و رابطهها اثر میگذارند.
در این مقاله قصد دارم طرحواره درمانی را به زبان ساده توضیح دهیم و بعد به سراغ تلههای شخصیتی رایج بین ایرانیها برویم؛ تلههایی که خیلی وقتها حتی نمیدانیم داریمشان.
طرحواره چیست؟
طرحواره را میتوان اینطور توصیف کرد: مجموعهای از باورهای عمیق، احساسها و خاطراتی که از کودکی در ذهن ما جا خوش کردهاند و هنوز هم مثل یک فیلتر پنهان روی رفتار و انتخابهایمان اثر میگذارند.

این طرحوارهها معمولاً در نتیجه تجربههای اولیه با والدین، مراقبان، مدرسه و فضای فرهنگی شکل میگیرند.
اگر در کودکی نیازهای اساسی ما مثل محبت، امنیت، آزادی عمل، تشویق، احترام و مرز سالم بهاندازه کافی برآورده نشود، ذهن برای بقا یکسری «قواعد نانوشته» میسازد؛ مثلاً:
- «اگر احساساتم را بگویم، طرد میشوم.»
- «برای دوستداشتنی بودن باید کامل باشم.»
- «نباید مزاحم دیگران شوم.»
این قواعد به ظاهر محافظتی، در بزرگسالی تبدیل به تلههای شخصیتی میشوند.
طرحواره درمانی دقیقاً چه میکند؟
در طرحواره درمانی (Schema Therapy)، بهترین روانشناس کمک میکند:
- ریشه این تلهها در کودکی و نوجوانی شناسایی شود
- باورهای ناکارآمد به چالش کشیده و بازنویسی شوند
- احساسات فرودادهشده (مثل خشم، غم یا ترس) به شکل سالم بیان شوند
- فرد یاد بگیرد نیازهای مهمش را به شیوهای بالغ و سالم برآورده کند
این روش بیشتر از یک «تکنیک سریع» است؛ نوعی سفر تدریجی به سمت شناخت خود و ساختن یک رابطه مهربانانهتر با خویشتن.
چرا تلههای شخصیتی در فرهنگ ایرانی پررنگتر میشوند؟
ساختار خانوادهها و فضای اجتماعی در ایران، چند ویژگی برجسته دارد:

- تأکید زیاد بر «آبرو» و نظر دیگران
- مقایسه مداوم بچهها با هم یا با فامیل
- نقشهای جنسیتی سنتی
- سبکهای تربیتی مبتنی بر انتقاد، تهدید یا شرمندهسازی
- نادیده گرفتن نیازهای هیجانی به نفع «موفقیت ظاهری»
این شرایط، زمینه را برای شکلگیری و تثبیت بسیاری از طرحوارهها فراهم میکند. به همین دلیل، بعضی تلهها در جامعه ایرانی کاملاً آشنا و تکراری به نظر میرسند.
فهرست کامل انواع طرحوارهها (۱۸ طرحواره اصلی)
طرحوارهها یا الگوهای عمیق شخصیتی مجموعهای از باورها و احساسهایی هستند که از دوران کودکی شکل میگیرند و در بزرگسالی بهصورت رفتارهای تکراری ظاهر میشوند. شناخت انواع طرحوارهها کمک میکند ریشه بسیاری از مشکلات عاطفی، رابطهای و ذهنی را بهتر درک کنیم. در مدل طرحوارهدرمانی جفری یانگ، این الگوها در قالب ۱۸ طرحواره اصلی معرفی میشوند که هرکدام بخشی از تجربه هیجانی و رفتاری ما را تحتتأثیر قرار میدهند.
این ۱۸ طرحواره در پنج حوزه (دامنه) دستهبندی میشوند:
۱. حوزه بریدگی و طرد
در این حوزه، فرد عمیقاً باور دارد که نیازهای هیجانیاش برآورده نمیشوند و دیگران قابلاعتماد نیستند.
- رهاشدگی / بیثباتی
- بیاعتمادی / سوءاستفاده
- محرومیت هیجانی
- نقص / شرم
- انزوای اجتماعی / بیگانگی
۲. حوزه خودگردانی و عملکرد مختل
این طرحوارهها باعث میشوند فرد توانایی تکیهکردن به خودش را نداشته باشد یا دنیا را جایی خطرناک تصور کند.
- وابستگی / بیکفایتی
- آسیبپذیری نسبت به ضرر یا بیماری
- گرفتار بودن / انسجام ناکافی خود
- شکست / بیعرضگی
۳. حوزه محدودیتهای مختل
این گروه مربوط به ضعف در کنترل تکانهها، مسئولیتپذیری و داشتن مرزهای سالم است.
- استحقاق / بزرگمنشی
- خودگردانی ناکافی / عدم خویشتنداری
۴. حوزه دیگرمحوری
در این دسته، فرد خواستههای دیگران را بر خواستههای خود ترجیح میدهد تا تایید، محبت یا آرامش به دست بیاورد.
- ایثار افراطی
- اطاعتگری
- تصویربرداری / پذیرشجویی
۵. حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری
این تلهها باعث میشوند فرد سختگیر، مضطرب و محدودکننده خودش باشد.
- منفیگرایی / بدبینی
- بازداری هیجانی
- معیارهای سختگیرانه / کمالگرایی
- تنبیهگری
چرا شناخت این ۱۸ طرحواره مهم است؟
چون هر طرحواره مثل یک «لنز ذهنی» عمل میکند و تعیین میکند دنیا را چطور ببینیم، چه آدمهایی را انتخاب کنیم و در شرایط مختلف چگونه واکنش نشان دهیم. شناخت کامل این الگوها قدم اول برای درمان تلههای شخصیتی و ساختن رابطههای سالمتر است.
تلههای شخصیتی رایج در ایرانیها
در فرهنگ ایرانی، به دلیل سبک تربیت سنتی، نقشهای خانوادگی، فضای اجتماعی و حساسیت بالای جامعه نسبت به قضاوت، برخی از طرحوارهها بسیار بیشتر از بقیه دیده میشوند. بسیاری از افراد بدون اینکه دقیقاً بدانند چرا، سالها با این تلههای شخصیتی زندگی میکنند و همان الگوهای تکراری در رابطهها، کار و تصمیمگیری را تجربه میکنند.
در ادامه، رایجترین طرحوارههای شخصیتی در میان ایرانیها را با نشانههای ملموس و قابلتشخیص بررسی میکنم.
۱. طرحواره رهاشدگی (Abandonment)
یکی از شایعترین تلهها در جامعه ایرانی است. فرد همیشه نگران از دست دادن آدمهای مهم زندگیاش است؛ حتی وقتی هیچ نشانهای از ترک یا فاصله وجود ندارد.
نشانههای رایج:
- اضطراب شدید هنگام تأخیر در پیامدادن
- چسبندگی یا وابستگی بیش از حد
- ادامه دادن رابطههای ناسالم فقط از ترس تنهایی
ریشه فرهنگی:
قهرهای طولانی والدین، تهدید به ترک، جداییهای ناگهانی، مهاجرت یکی از والدین.
۲. طرحواره بیارزشی / نقص (Defectiveness / Shame)
این تله باعث میشود فرد در هسته وجودش احساس کند «به اندازه کافی خوب نیست».
نشانهها:
- حساسیت شدید نسبت به انتقاد
- خجالت از بیان نیازها
- انتخاب شریکهایی که فرد را کوچک میکنند
ریشه فرهنگی :
مقایسههای مداوم («ببین بچه فامیل کجاست، تو کجایی»)، تحقیر، انتقاد تند و سختگیری هیجانی.
۳. طرحواره اطاعتگری (Subjugation)
فرد برای جلوگیری از تنش یا ناراحتی اطرافیان، خواستهها و نیازهای خودش را سرکوب میکند.
نشانهها:
- ناتوانی در «نه» گفتن
- ترس از ابراز مخالفت
- احساس خشم فروخورده و انفجارهای گاهبهگاه
ریشه فرهنگی:
«جواب بزرگتر رو نده»، «حرف نزن، بیادب میشی»، «برای حفظ آبرو سکوت کن».
۴. طرحواره ایثار افراطی (Self-Sacrifice)
در این طرحواره، فرد دائماً نیازهای دیگران را بر نیاز خودش مقدم میگذارد؛ بیشتر از حدی که سالم باشد.
نشانهها:
- احساس مسئولیت بیش از اندازه
- مراقبت افراطی از دیگران
- نادیده گرفتن نیازهای خود
شایع بین:
مادرها، دخترها و فرزندان اول که نقش «ستون خانواده» را بازی میکنند.
۵. طرحواره معیارهای سختگیرانه / کمالگرایی (Unrelenting Standards)
این افراد همیشه باید بهترین باشند؛ انگار هیچ موفقیتی به اندازه کافی خوب نیست.
نشانهها:
- فشار روانی و استرس دائمی
- ترس از اشتباه
- نارضایتی از خود حتی در اوج موفقیت
ریشه فرهنگی :
کنکور، رقابت شدید، توقعهای بالا، «آبروداری» و فرهنگ مقایسه.
۶. طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation)
فرد احساس میکند هیچکس او را نمیبیند، نمیفهمد یا به نیازهای عاطفیاش توجه نمیکند.
نشانهها:
- جذب آدمهای سرد، بیتفاوت یا دور از دسترس
- احساس تنهایی حتی در رابطه
- تمایل بیش از حد به دادن، بدون دریافت
ریشه فرهنگی:
والدینی که محبت را «ضعف» میدانند یا به جای توجه هیجانی، فقط تأمین مالی را کافی میدانند.
۷. طرحواره وابستگی / بیکفایتی (Dependence / Incompetence)
فرد باور دارد که به تنهایی از پس کارهای مهم برنمیآید و به تصمیمگیری دیگران نیاز دارد.
نشانهها:
- ترس از تجربههای جدید
- تردید شدید در تصمیمگیری
- چسبیدن به خانواده یا شریک برای هدایت و تأیید
ریشه فرهنگی :
خانوادههای کنترلگر یا حمایت افراطی که اجازه استقلال را از کودک میگیرند.
ترکیب فشارهای اجتماعی، انتظارات خانوادگی و قضاوتمحوری جامعه، باعث شده برخی تلههای شخصیتی در ایرانیها بسیار پررنگ باشد. شناخت این طرحوارهها قدم اول برای رهایی از الگوهای تکراری و ساختن رابطههای سالمتر است.
بیشتر بخوانید:اختلال نوموفوبیا چیست؟ علائم و درمان بیگوشیهراسی
طرحواره درمانی چگونه این تلهها را درمان میکند؟
در طرحوارهدرمانی، هدف فقط شناخت اسم تلهها نیست؛ بلکه کمک میکند ریشه آنها ترمیم شود و واکنشهای ما در زندگی واقعی تغییر کند. این رویکرد، چند لایه مختلف را همزمان درگیر میکند:

۱. ریشهیابی علمی و عمیق
درمانگر ابتدا کمک میکند متوجه شوید هر طرحواره از کجا شکل گرفته است؛ از چه تجربههای کودکی، چه پیامهای خانوادگی و چه الگوهایی در رابطهها. هدف، مقصر دانستن والدین یا گذشته نیست، بلکه این است که بفهمید چرا امروز اینگونه فکر و احساس میکنید.
۲. بازنویسی باورهای قدیمی
در مرحله بعد، باورهای ناکارآمدی که پشت تلهها قرار دارند به چالش کشیده میشوند. با استفاده از تکنیکهای شناختی، نوشتن، تصویرسازی و گفتوگوی درونی، کمکم جایگزینهایی واقعبینانهتر و مهربانانهتر برای این باورها ساخته میشود؛ طوری که صدای درونی انتقادی، آرامتر و منطقیتر شود.
۳. تمرین رفتارهای جدید در موقعیتهای واقعی
طرحوارهدرمانی فقط در سطح فکر نمیماند. فرد در زندگی روزمره تمرین میکند مرزهای سالم بگذارد، «نه» بگوید، نیازهایش را شفاف بیان کند و در انتخاب آدمها و رابطهها آگاهانهتر عمل کند. این تمرینها مرحلهبهمرحله طراحی میشوند تا فرد تجربههای جدید و موفق جایگزین الگوهای قدیمی کند.
۴. پاسخدهی سالم به نیازهای هیجانی
در نهایت، تمرکز درمان بر این است که نیازهای هیجانی اساسی فرد مثل دیده شدن، امنیت، احترام و محبت به شکل سالمتری برآورده شوند. طرحوارهدرمانی برخلاف روشهای خیلی سریع و سطحی، روی درمان ریشهای و پایدار کار میکند تا تغییر فقط موقتی نباشد و در عمق شخصیت جا بیفتد.
چه کارهایی را خودمان میتوانیم شروع کنیم؟
هرچند کار عمیق روی طرحوارهها معمولاً به همراهی یک درمانگر نیاز دارد، اما چند گام ساده را میشود از خودمان شروع کرد:
۱. مشاهده بدون قضاوت
به جای سرزنش خود، سعی کنید رفتارهای تکراریتان را ببینید و یادداشت کنید؛
مثلاً: «هر وقت کسی جواب پیامم را دیر میدهد، فوراً به ذهنم میرسد که از من خسته شده.»
2. تفکیک واقعیت از تفسیر
از خود بپرسید:
«واقعیت چیست؟ برداشت من چیست؟»
این سؤال ساده، فاصلهای بین شما و طرحواره ایجاد میکند.
۳. تمرین مرزبندی سالم
از جملات محترمانه اما شفاف استفاده کنید، مثل:
- «الان خستهام، بعداً بهتر میتوانم کمک کنم.»
- «در حال حاضر توان انجام این کار را ندارم.»
۴. اهمیت دادن به نیازهای خود
نیاز به استراحت، تنهایی، محبت، رشد شخصی یا حمایت، نشانه ضعف نیست.
به تدریج یاد بگیرید همانقدر که برای دیگران در دسترس هستید، برای خودتان هم حضور داشته باشید.
جمعبندی
طرحواره درمانی کمک میکند بفهمید چرا بعضی احساسها و رابطههای تکراری، مدام در زندگیتان تکرار میشود و چطور میتوانید از این تلههای شخصیتی بیرون بیایید. وقتی طرحوارهها را بشناسید، بهجای زندگی بر اساس زخمهای قدیمی، کمکم میتوانید بر اساس انتخابهای آگاهانه و خواستههای واقعی خودتان تصمیم بگیرید.