اختلال شخصیت خودشیفته چیست

اختلال شخصیت خودشیفته

افراد خود شیفته همان گونه که از نامش پیداست، شیفته خود هستند و خود را قبول دارند بنابراین این افراد،از دید دیگران در بیرون، آدمهایی هستند که خیلی خود خواه هستند و باید حرف ،فقط حرف خودشان باشد. اختلال شخصیت خودشیفته، یک اختلال شخصیتی است که با وجود تکیه زیاد بر خود و خودمحوری شدید مشخص می‌شود. افراد مبتلا به این اختلال، خود را بیش از حد مهم و ارزشمند می‌دانند و به تحقیر و کم‌ارزشی دیگران اهمیت می دهند. این اختلال بر حس عزت نفس، هویت و نحوه رفتار آنها با خود و دیگران تأثیر می گذارد. این اختلال چیزی بیش از تکبر یا خودخواهی است. می تواند منجر به رفتارهای مضری شود که بر فرد و اطرافیانش تأثیر منفی می گذارد

خودشیفتگی چیست؟

افراد خود شیفته به دیگران توجه نمی کنند و بازی درون روانی آنها، اینگونه است که من آدم  خوبی هستم و تو آدم بدی هستی! بنابراین وقتی وارد ارتباط می شوند یک ارتباط بالا به پایین دارند، دستوری یا تحکمی! مانند یک رابطه ارباب با رعیتش. اگر هم مشکلی هم پیش بیاید و حتی صد در صد هم مقصر باشند باز هم نمی پذیرند و دوست دارند همیشه حق با آنها باشد.

قدرت طلبی در افراد خود شیفته افراطی است که این قدرت طلبی در حیطه های مختلف به فرم های مختلف خود را نشان می دهد. به طور مثال در رابطه زناشویی آنها به صورت تسلط گرایی و تملک گرایی و انحصار طلبی است، و در رابطه شغلی به صورت ریاست طلبی ظاهر می شود. تشخیص دقیق این اختلال توسط متخصص اعصاب و روان انجام می شود.

07:46
truncate dir-rtl

نحوه برخورد با فرد خودشیفته

اختلال شخصیت وسواسی

چرا بعضی افراد دچار خود شیفتگی می شوند؟

خودشیفتگی در دو فضا ایجاد می شود:

  • اول: فضایی که محدودیت واقع بینانه وجود ندارد، یعنی برای کودک حد و مرز و محدودیتی وجود ندارد به اصطلاح فرزند سالاری، یعنی والدین به هر سازی که کودک میزند می رقصند. در این صورت زمانی که کودک بزرگ می شود هیچ مرز و محدوده ای را نمی شناسد و دوست دارد دنیا فقط بر وفق مراد وی بچرخد نه بر طبق قواعد وقوانین اجتماع.
  • دوم: ممکن است در خانواده فضایی ایجاد شود که کودک را زیاد تهدید و کتک کاری می کنند، تنها پیام تربیتی که در این خانواده ها همیشه وجود دارد این است که تو آدم نیستی! که این موضوع در بزرگسالی شورشی به وجود می آورد به اینصورت که من از همه مهم تر هستم، رئیس یا ارباب هستم و دیگران باید به من احترام بگذارند.

بین اختلال شخصیت خود شیفته و اختلاف شخصیت پارانوئید هم بستگی بالایی مشاهده می شود، وحتی گاهی اوقات نیز بین اختلال شخصیت خود شیفته وآنتی سوشیال همبستگی بسیار بالاست.

اگر این نشانه‌ها را در خودتان یا عزیزتان می‌بینید، موضوع را عقب نیندازید.
همین حالا فرم زیر را پر کنید تا با شما تماس بگیریم، وضعیت‌تان را بررسی کنیم و بهترین راهنمایی و راه‌حل ممکن را در اختیارتان بگذاریم.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت خودشیفته

این اختلال تقریباً 1٪ تا 2٪ از جمعیت را تحت تأثیر قرار می دهد. علائم و نشانه‌های اختلال شخصیت خودشیفته عبارتند از:

  • تکیه زیاد بر خود و فریب خود به منظور افزایش احساس خودارضایی
  • نیاز به تحسین و تمجید از طرف دیگران
  • عدم توجه به نیازها و احساسات دیگران
  • تمایل به بهره‌برداری از دیگران برای رسیدن به هدف‌های شخصی
  • نشان دادن رفتارهای متفاوتی در محیط‌های مختلف، به ویژه در معرض تحسین قرار گرفتن
  • افراط در خودتکراری کردن داستان‌های موفقیت شخصی خود
  • عدم توانایی در تشخیص و درک نیازها و احساسات دیگران
خودشیفتگی

تفاوت بین خودشیفتگی طبیعی و اختلال خودشیفتگی چیست؟

خودشیفتگی طبیعی به معنی داشتن اعتماد به نفس، احساس غرور نسبت به دستاوردها و میل به موفقیت است که در حد تعادل، سالم و سازنده تلقی می‌شود. این نوع خودشیفتگی به فرد کمک می‌کند تا اهدافش را دنبال کند و احساس ارزشمندی داشته باشد. اما اختلال شخصیت خودشیفته نوعی الگوی پایدار و ناسالم از خودبزرگ‌بینی، نیاز شدید به تأیید و تحسین دیگران، و ناتوانی در همدلی با دیگران است که به روابط شخصی و عملکرد اجتماعی آسیب می‌زند. تفاوت اصلی در شدت، پایداری و تأثیر منفی آن بر زندگی فرد و اطرافیانش است. در حالی که خودشیفتگی طبیعی موقتی و موقعیت‌محور است، اختلال خودشیفتگی ساختاری و مزمن است و اغلب با رنج روانی یا مشکلات رفتاری همراه است.

چرا نیاز به درمان اختلال شخصیت خود شیفته الزامی است؟

در این مورد باید گفت افرادی که از این اختلال رنج می برند، کیفیت زندگی آن ها تحت تاثیر قرار می گیرد. اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است بر روی روابط شخصی، کارآمدی شغلی و کیفیت زندگی به طور کلی تأثیر بگذارد. درمان این اختلال شامل روان‌درمانی است که به فرد کمک می‌کند تا الگوهای ناسالم خود را شناسایی کند و مهارت‌های متقابله موثرتری را برای مواجهه با این الگوها آموزش ببیند. همچنین، درمان با داروها نیز در برخی موارد ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد. امروزه انواع اختلالات شخصیت اعم از اختلال شخصیت خود شیفته با روش کم تهاجمی و بدون دارو rTMS و tdcs درمان می شود. این درمان ها، جزو درمان های دارویی بدون خطر هستند که با کمترین عوارض بهترین تاثیر را بر کنترل اختلالات فرد خواهد داشت.

اگر فکر می‌کنید که شما یا کسی که در موردش صحبت می‌کنید ممکن است از اختلال شخصیت خودشیفته رنج ببرد، توصیه می‌شود تا با یک متخصص روان‌شناسی یا بهترین روانپزشک در تهران مشورت کنید. آنها می‌توانند ارزیابی دقیق‌تری را انجام داده و راهنمایی‌های لازم را ارائه کنند. همچنین در خصوص درمان بدانید که مطالعات نشان می دهد که افراد مبتلا می توانند بهبود یابند، اما بهبود تدریجی است.

اختلال شخصیت خودشیفته

افراد خودشیفته خطرناک هستند؟

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته لزوماً خطرناک به معنای فیزیکی یا جنایی نیستند، اما رفتارهای آن‌ها می‌تواند برای دیگران از نظر روانی و عاطفی آسیب‌ زا باشد. این افراد معمولاً نسبت به احساسات دیگران بی‌تفاوت‌اند، تمایل دارند دیگران را برای رسیدن به اهداف خود کنترل یا استثمار کنند، و در برابر انتقاد واکنش‌های تند یا تحقیرآمیز نشان می‌دهند. اگرچه همه افراد خودشیفته رفتار خشونت‌آمیز ندارند، اما در روابط نزدیک ممکن است رفتارهایی چون بی‌توجهی، تحقیر، سرزنش مداوم یا بازی با احساسات از آن‌ها دیده شود که می‌تواند باعث فرسودگی روانی شریک یا نزدیکانشان شود. به‌ویژه در روابط عاطفی یا کاری، این نوع رفتارها ممکن است در درازمدت بسیار آسیب‌زننده باشد.

افراد خودشیفته می‌دانند که دچار این اختلال هستند؟

در بیشتر موارد، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) آگاهی کاملی از مشکل خود ندارند. آن‌ها معمولا رفتار و طرز فکر خود را طبیعی، منطقی یا حتی برتر از دیگران می‌دانند و مشکلات را به دیگران نسبت می‌دهند. به همین دلیل، مراجعه به روان‌شناس اغلب به دلیل فشار اطرافیان، شکست در روابط، یا بحران‌های شخصی (مثل از دست دادن شغل یا شریک زندگی) اتفاق می‌افتد.

حتی اگر فردی متوجه شود که دیگران او را “خودشیفته” می‌دانند، ممکن است این برچسب را رد کند یا آن را نشانه‌ی حسادت دیگران بداند. در واقع، یکی از ویژگی‌های اصلی این اختلال، ناتوانی در پذیرش نقص‌های شخصی و نیاز به حفظ تصویر مثبت از خود است. با این حال، در مواردی خاص و با آگاهی و تمایل به تغییر، برخی افراد ممکن است به مرور زمان به اختلال خود پی ببرند و در مسیر درمان قدم بردارند.

اختلال خودشیفتگی با سایر اختلالات روانی همراه است؟

اختلال خودشیفتگی با سایر اختلالات روانی همراه است؟

اختلال شخصیت خودشیفته اغلب با سایر اختلالات روانی همراه است که به این وضعیت اصطلاحاً «هم‌بودی اختلالات» (Comorbidity) گفته می‌شود. از رایج‌ترین اختلالاتی که ممکن است در کنار خودشیفتگی دیده شوند می‌توان به افسردگی، اضطراب، اختلالات شخصیت دیگر (مانند اختلال شخصیت مرزی یا ضداجتماعی)، اختلال دوقطبی و همچنین سوءمصرف مواد مخدر یا الکل اشاره کرد.

در برخی موارد، زمانی که فرد خودشیفته احساس کند به اهدافش نرسیده، از دیگران طرد شده یا مورد انتقاد قرار گرفته، ممکن است دچار افسردگی شدید یا خشم انفجاری شود. این افراد همچنین ممکن است برای فرار از احساس پوچی یا ناکامی، به رفتارهای پرخطر یا مصرف مواد روی بیاورند. تشخیص دقیق و درمان هم‌زمان این اختلالات توسط روان‌پزشک یا روان‌شناس بالینی اهمیت زیادی دارد، چون حضور چند اختلال می‌تواند روند درمان را پیچیده‌تر کند.

اختلال شخصیت خودشیفته چگونه تشخیص داده می شود؟

افراد مبتلا ممکن است مشکلاتی در عملکرد، اعتماد به نفس پایین و دشواری در تحمل انتقاد یا شکست داشته باشند.همچنین در این صورت احتمال ابتلا به سایر بیماری ها و مشکلات مرتبط از جمله افزایش پریشانی، افسردگی و اضطراب و اختلالات مصرف مواد بیشتر است.

در حالی که بسیاری از افراد ممکن است ویژگی هایی داشته باشند که ممکن است خودشیفته در نظر گرفته شوند، این ویژگی ها باید انعطاف ناپذیر، ناسازگار و پایدار باشند و باعث اختلال عملکردی قابل توجه یا ناراحتی ذهنی شوند تا اختلال شخصیت خودشیفته تلقی شود.

این اختلال فقط مربوط به ظاهر فیزیکی نیست، بلکه می‌تواند ویژگی‌ها یا توانایی‌های دیگری مانند هوش، کاریزما، مهارت هنری، توانایی ورزشی، ثروت، قدرت، موفقیت و غیره را نیز شامل شود. بنابراین تشخیص قطعی تنها با مراجعه به روانپزشک مشخص می شود.

دلایل اختلال شخصیت خودشیفته

دلایل اختلال شخصیت خودشیفته

علت اختلال شخصیت خودشیفتگی شامل عوامل ژنتیکی و محیطی است. شواهد ژنتیکی حاکی از وراثت پذیری بالا است ، با تأثیرات ژنتیکی مختلف به میزان مختلف وراثت پذیری بر اساس زیرگروه های این اختلال کمک می کند.

رابطه کودک و والدین یک عامل مهم در توسعه این اختلال است. سبک های تربیتی والدین، مانند والدین بیش از حد محافظت کننده، کمبود گرما، تعیین محدودیت ها یا مرزها و ارزش بیش از حد ، می تواند به سطوح بالاتر خودشیفتگی در کودکان کمک کند.

دلیل همبستگی فرد خود شیفته با فرد پارانوئید

دلیل اصلی همبستگی افراد خود شیفته و فرد پارانوئید،کنترل گری افراطی آنها می باشد. هر دو کنترل می کنند اما انگیزه آنها فرق می کند. بطور مثال وقتی فرد خود شیفته  کارها ورفت وآمد همسر خود را کنترل می کندو مورد پرس و جو قرار می دهد می خواهد بگوید که من رئیسم! اما اگر فرد پارانوئید این رفتارها را با همسرش داشته باشد، میخواهد بگوید که من نگرانم! پس انگیزه در افراد خود شیفته و افراد پارانوئید کاملا متفاوت است.

دلیل همبستگی فرد خود شیفته با فرد آنتی سوشیال

سوالی که اینجا مطرح است این است که آیا هر دو فرد از جامعه طلبکارند؟ آیا هر دو محدودیت گریز یا هنجار گریزند؟

فرد خود شیفته درهنگام شکستن قاعده ها بر این باور است که  من قوانین خود را وضع می کنم و هیچکس نباید مانع آزادی و پیشرفت من شود، اما فرد آنتی سوشیال با قانون شکنی های خود بر این باور است که قوانین، مانع از لذت و هوسبازی من می شود.

نتیجه گیری

بنابراین کسانی که خود شیفتگی بالایی دارند مهم ترین عامل بالینی آنها پرخاشگری مستقیم و آزارگرایانه است، چون تنها سلاح خودشیفته ها برای رسیدن به اهدافشان چیزی غیر از پرخاشگری نیست. به طور خلاصه ، علت اختلال شخصیت خودشیفتگی ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی از جمله تروما ، غفلت و رد در دوران کودکی ، ژنتیک ، عصب شناسی و سبک های والدین است. علائم این اختلال ممکن است بر کیفیت زندگی فرد تاثیر گذار باشد.

مطالب مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *