جنگ و درگیریهای مسلحانه، علاوه بر ویرانی های جسمانی و اقتصادی، آسیب های عمیق و ماندگاری بر سلامت روانی افراد بر جای میگذارند. بسیاری از کسانی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در این شرایط قرار گرفته اند، دچار اختلالات روانی پیچیده و شدید میشوند که یکی از مهم ترین آن ها ترومای روانی بعد از جنگ است. این آسیب روانی زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد و به شکل های گوناگون مانند اضطراب شدید، افسردگی، مشکلات خواب و کاهش کیفیت زندگی بروز میکند. شناخت دقیق تر ترومای پس از جنگ، علائم آن و روش های درمانی مناسب به بهبود زندگی آسیب دیدگان کمک شایانی میکند.
برقراری ارتباط با دکتر فرامرز ذاکری: ۰۲۱۲۲۲۶۳۹۸۱ و ۰۲۱۲۲۲۶۰۰۶۹
منظور از ترومای روانی بعد از جنگ چیست؟
ترومای روانی بعد از جنگ، نوعی اختلال استرس پس از سانحه است که در نتیجه مواجهه با تجربه های شدید و تهدید کننده زندگی در زمان جنگ ایجاد میشود. این تجربه ها شامل مشاهده صحنه های خشونت، از دست دادن عزیزان، مواجهه با آسیب های جسمانی یا حتی زندگی در شرایط ترسناک و بیثبات میباشد. در چنین شرایطی مغز و روان فرد با حجم زیادی از استرس و اضطراب مواجه میشوند که اگر پردازش و مدیریت نشود، به شکل علائم روانی شدید خود را نشان میدهد. ترومای جنگی باعث اختلال در حافظه، خلق و خو و حتی توانایی عملکرد روزمره میشود و فرد را در یک چرخه معیوب از اضطراب و ترس قرار خواهد داد.

علائم ترومای روانی بعد از جنگ
علائم ترومای روانی پس از جنگ بسیار متنوع بوده و شدت آن ها از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما میتوان آن ها را در چند دسته کلی تقسیم کرد.
- یادآوری های ناخواسته و مزاحم: فرد بارها خاطرات ترسناک جنگ را بدون کنترل دوباره تجربه میکند؛ این خاطرات ممکن است به صورت تصاویر ذهنی، صداها یا حتی کابوس های شبانه ظاهر شوند.
- اجتناب و دوری: به دلیل ترس از تحریک خاطرات دردناک، فرد از هر چیزی که به جنگ با شرایط استرس زا مرتبط است اجتناب میکند، مانند صحبت کردن درباره جنگ یا حضور در مکان هایی که یادآور جنگ هستند.
- تغییرات در هیجانات و افکار: احساسات منفی مثل افسردگی، ناامیدی، بی اعتمادی به دیگران، بی احساسی و حتی گناه یا شرمساری بیش از حد تجربه میشود.
- تحریک پذیری و مشکلات خواب: فرد به شدت تحریک پذیر، عصبانی و مضطرب است و دچار بی خوابی، کابوس های مکرر یا مشکلات در تمرکز میشود.
- افت در عملکرد اجتماعی و فردی: مشکلات در برقراری ارتباط با خانواده و دوستان، کاهش انگیزه برای فعالیت های روزمره و دوری از اجتماع نیز از دیگر نشانه هاست.
این علائم بلافاصله بعد از جنگ ظاهر میشوند؟
علائم ترومای روانی بعد از جنگ بلافاصله پس از بازگشت از میدان نبرد ظاهر میشوند، اما در بسیاری از موارد، این علائم ماهها یا حتی سال ها بعد از جنگ بروز میکنند. این تاخیر به دلایل مختلفی مانند سرکوب هیجانات، فشارهای زندگی روزمره یا ناتوانی در تشخیص صحیح علائم میباشد. بعضی افراد به دلیل تلاش برای فرار از خاطرات جنگ، تا مدت ها از درمان یا مشاوره روان شناختی خودداری میکنند و در نتیجه مشکلات روانی شان تشدید میشود.
چه کسانی بیشتر در معرض ترومای پس از جنگ هستند؟
اگرچه همه کسانی که جنگ را تجربه میکنند ممکن است در معرض ترومای روانی باشند، اما برخی گروهها بیشتر آسیب پذیر هستند و نیاز است که این افراد به بهترین روانشناس در تهران مراجعه کنند. در ادامه این موارد را بیان میکنیم.
- سربازان و نیروهای نظامی که در خطوط مقدم جنگ بودهاند و مستقیما شاهد خشونت، مرگ و زخمی شدن هم رزمان یا خودشان بودهاند.
- افراد غیرنظامی که در مناطق جنگ زده زندگی میکنند، به ویژه کسانی که دچار تخریب خانه، از دست دادن اعضای خانواده یا بی خانمانی شده اند.
- افراد دارای سابقه بیماری روانی یا مشکلات سلامت روان قبلی که به دلیل فشارهای بیشتر، مقاومت روانی کمتری در برابر رویدادهای جنگ دارند.
- کودکان و نوجوانان که به دلیل عدم رشد کامل شناختی و عاطفی، اثرات عمیق تر و طولانی مدت تری از جنگ خواهند داشت.
- زنان، به ویژه در شرایطی که مورد خشونت های جنسی قرار گرفتهاند، که ترومای پیچیده تری را تجربه میکنند.
ترومای روانی بعد از جنگ چگونه درمان میشود؟
درمان ترومای پس از جنگ یک فرایند چند جانبه است که بر اساس نیازهای فردی تنظیم میشود و شامل موارد است که در ادامه بیان میکنیم .
- روان درمانی: انواع مختلفی از روان درمانی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT)، مواجهه درمانی، درمان های مبتنی بر ذهنآگاهی و EMDR به کاهش علائم و بهبود کیفیت زندگی کمک میکند.
- دارودرمانی: در مواردی که علائم شدید هستند، پزشکان داروهای ضدافسردگی، ضداضطراب یا داروهای آرام بخش را برای کنترل اضطراب و افسردگی تجویز میکنند.
- حمایت های اجتماعی و گروههای حمایتی: ارتباط با افرادی که تجربه مشابهی داشته اند، حضور در گروههای حمایتی و دریافت حمایت عاطفی از خانواده و دوستان از اهمیت بالایی برخوردار است.
- فعالیت های تقویت کننده سلامت جسمانی: ورزش منظم، تغذیه مناسب، خواب کافی و فعالیت های تفریحی به بهبود روحیه و کاهش استرس کمک میکنند.
- مداخلات رواناجتماعی: در برخی موارد، بازگشت به محیط های امن و بازسازی روابط اجتماعی از جمله گامهای مهم درمانی است.
همهی سربازان دچار PTSD میشوند؟
همه سربازانی که در جنگ شرکت میکنند دچار اختلال استرس پس از سانحه نمیشوند. بروز PTSD به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله شدت و مدت مواجهه با شرایط جنگی، ویژگی های شخصیتی، میزان حمایت های روانی و اجتماعی و سابقه روانی فرد. برخی از سربازان کاملا به زندگی عادی بازمیگردند و هیچ گونه علائم روانی ماندگاری نخواهند داشت، در حالی که برخی دیگر به درمان طولانی مدت نیاز دارند
کودکان هم دچار ترومای بعد از جنگ میشوند؟
کودکان از آسیب پذیرترین گروهها در برابر ترومای جنگی هستند. به دلیل مراحل رشد شناختی و عاطفی، کودکان نمیتوانند تجربه های ترسناک خود را به درستی درک یا بیان کنند. این موضوع باعث میشود علائم ترومای روانی در کودکان گاهی به شکل مشکلات رفتاری، اضطراب های شدید، اختلالات خواب، افت تحصیلی و مشکلات در برقراری ارتباط بروز کند. بنابراین حمایت روانی ویژه، ایجاد محیط امن و مشاوره تخصصی برای کودکان آسیب دیده از جنگ از اهمیت فراوانی برخوردار است.
کلام آخر
ترومای روانی بعد از جنگ یکی از چالش های بزرگ سلامت روانی در جوامع درگیر و پساجنگ است که اثرات مخربی بر فرد و خانوادهاش خواهد داشت. آگاهی بخشی، تشخیص به موقع و درمان تخصصی این اختلال نقش مهمی در بازتوانی روانی و بهبود زندگی افراد آسیب دیده دارد. حمایت های روانی، اجتماعی و پزشکی به افراد کمک میکنند تا بر این آسیب ها غلبه کنند و به زندگی عادی بازگردند. مهم است که جامعه، خانوادهها و نهاد های درمانی در کنار هم برای حمایت از این افراد تلاش کنند تا اثرات مخرب جنگ کمتر باقی بماند.